27 تیر
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 18:33
بعضیا خیلی باحالن. نمیدونم منو چی فرض می کنن یا ضریب هوشی منو چند در نظر میگیرن.. شایدم حس می کنن خیلی زرنگن! مثلا من طرفو شیش ساااله که میشناسم. بعد یهو یادش افتاده چقدر به من علاقه منده!!! خیلی اتفاقی هم تازگیا به این نتیجه رسیده که درامد رشتش اونقدری نیست که اگه پذیرش بگیره بتونه راحت بره! + ایشو
از 23 تیر 96
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 2:24
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
21 ام تیر
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 14:58
دقیقا درست میگی.. خیلی فرقه بین اون چیزی که هستیم و اون چیزی که نشون میدیم.. ولی مشکلات اخلاقی بعضیا واقع غیرقابل تحمله.. منظورم بداخلاقی نیستا. مشکل اخلاقی ;-)
17 ام تیر 96
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:41
احتمالا هر کسی وب کتاب منو ببینه با خودش میگه با این وضعیتی که هر روز یه کتاب جدید داره به وب اضافه میشه، این دختر از صبح تا شب داره کتاب میخونه :-)))) ولی خب واقعا اینطوری نیست. فقط یکی دو ساعت اونم آخر شبا. دلیلشم اینه که به مرور زمان سرعت خوندنم فراتر از حد تصور بالا رفته. حتی توی درس خوندن.. خون
18 ام تیر
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
19 ام تیر
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همچنان نوزدهم تیر
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:41
شوک یعنی اینکه الان که چند هفته مونده به دنیا اومدن بچه و کلی لباس و سیسمونی خریدن، سونوگرافی میگه دفعه قبل اشتباه شده و بچه دختره :| خب الان اون بچه دچار کمبود محبت میشه با این حجم از شوک و بهتی که اطرافیانش توش فرو رفتن :-(
13 ام تیر
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 13:43
گاهی واقعیت حال به هم زن ادمارو محکم تو صورتشون بکوبید تا شمارو احمق فرض نکنن. بخصوص اگه خودشون به قدر کافی وقیح باشن.. اصلا هم دلخور شدنشون اهمیتی نداره. حتی اگه ظاهرا اسم دوست و رفیقو به یدک بکشن.. +من ارومم همیشه ولی صبرم هم اندازه ای داره!
دوم تیر 96
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
اون روزا هرچقدر بیشتر میشناختمش بنظرم جذاب تر میومد. گاهی با خودم فکر میکردم که مگه میشه یه آدمی انقدرررر کامل باشه؟! همه چیزش به نظرم خاص و جذاب میومد. آدمی که یه دانشگاه خیلی خوب درس خونده، یه عااالمه کتاب خوب خونده، یه عالمه فیلم خوب دیده، از هرچیزی که فکرشو بکنی سر در میاره و درموردش اطلاعات دار
سوم تیر 96
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
فقط فردا برسه و من امتحان پاتومو بدم، تا یه هفته خودمو با کتاب و فیلم خفه می کنم :||||| پ ن: فقط کاش این درسا همه پاس بشن که واسه علوم پایه دستمو بند نکنن.
راهنمایی کنید لطفا
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد//به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت؟!//بال تنها غم غربت به پرستوها داد
پیشنهاد
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پنجم تیر 96
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
می نویسم تا همیشه یادم بمونه همون روزی که کلی بابت امتحان و نمره و هزار جور دردسر دیگه حرص خوردم، همون روزی که تو گروه کلاسی یه دعوای اساسی با یه آقایی که فکر میکرد خیلی متشخصه!! کردم، همون روزی که تا شبش یه سره اعصاب خوردی بود، شب تا صبحشو با مهشید از خنده ریسه رفتیم. که سلبریتی مورد علاقه ی هردومو
هشتم تیر 96
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
این حجم از محکم بودن و بی احساس بودن واقعا گاهی خودمو هم می ترسونه. وقتی یهو یه چیزایی پیش میاد که هرگز تصورشو هم نمی کردم و خب آثار خیلی خیلی بدی توی زندگیم خواهد داشت.. وقتی نه حتی یه قطره اشک می ریزم نه حتی یه ناراحتی عمیق.. هیچی. فقط به این فکر می کنم که ممکنه واسه هر کسی پیش بیاد و مگه من به ج
لعنتی ترین دهم تیر عمرم احتمالا
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
همیشه از توجیه کردن متنفر بودم. ازینکه اشتباهات خودمو گردن دیگران و عوامل محیطی بندازم. خب میدونی، اینکه استاد 67 نفرو انداخته، اینکه من با 9.5 افتادم، اینکه حتی در حد ثانیه ای فرصت حرف زدن نداد و و نمره هارو ثبت نهایی کرد و ما رو از دفترش انداخت بیرون، اینکه میگه معرفی به استاد نمیدم، اینکه میگه دی
بیا و یازدهم تیر جذابی باش :-)
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اولین دقایق دوازدهم تیر
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:22
می دونی.. از ادمایی که کارارو به سرانجام نمی رسونن و نصفه و نیمه رها می کنن خوشم نمیاد. ادمایی که همیشه وسط راه کم میارن و پا پس می کشن. اونایی که همیشه درگیر حاشیه های مسیر میشن و هیچ وقت به مقصد نمی رسن.. ادمایی که واسه زندگی خودشونم سنگ تموم نمیذارن چه برسه به دیگران. این مدل ادما معمولا رفیق نیم