فردا هم که بگذره و تموم شه، بعد منم دو هفتههههه تعطیلات دارم. بعد انقدررررر بهتون فخر میفروشم که تلافی همه ی فیلما و سریالایی که دیدید و کتابایی که خوندید و همش واسه من که توی تحریم بودم عین اینه ی دق بود، در بیاد.
تازشم! گات روهم میبینم :|||||
یه عالمه هم کتاب خریدم :-))))))
+ مامانم امشبو بیمارستان میمونه و من تا حد مرررررگ احساس تنهایی میکنم. انقدرررر حس و حال بدی دارم که خدا میدونه. تنها نیستیما، خاله و مادرجونم اومدن پیش من و آریا. ولی من مامانمو میخوام!!!!!!!! بله، اصطلاح بچه ننه رو هم در وصف من گفتن.
اولین دقایق دوازدهم تیر...