24 شهریور
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «شهریور» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : 24 شهریور و 24 شهریور-2 و 20 شهریور و 20 شهریور-2 و 20 شهریور-3 و 21 شهریور و 21 شهریور-2 و 21 شهریور-3 و 22 شهریور و 22 شهریور-2 و 23 شهریور و 23 شهریور-2 و 14 شهریور- بعبارتی کوالا! و 10 شهریور و 10 شهریور-2 و 10 شهریور-3 و 10 شهریور- 4 و 10 شهریور- 5 و 11 شهریور و 12 شهریور و 12 شهریور-2 و 13 شهریور و 1 شهریور 0:00 و 1 شهریوررررر و یک شهریور و 2 شهریوررررررر و 2 شهریورر و 2 شهریور با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت اولین دقایق دوازدهم تیر دسترسی پیدا کنیدشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبعشق، خواستگاری، حلقه، اصرار، مزاحمت، شکایت، تولد، صیغه، استعلام، تعلیق ازونجایی که دیگه نمیشه اینجا با خیال راحت نوشت، شما میتونید با اینا داستان بسازید. وولی واسه من کلید واژست واسه یاداوری یه موضوعاتی ;-) پ ن: یه جوری توی شوکم که دیگه به چشمای خودمم اعتماد ندارم چه برسه به رفیق.....
ادامه مطلبدیروز که من رفتم دانشگاه که هیچ کلاسی تشکیل نشد، امروز که من نرفتم همش تشکیل شده :| دیروز یه چند ساعتی توی دانشگاه علاف شدیم. بعد رفتیم خوابگاه چون "ن" میخواست اتاقشو عوض کنه. هم اتاقیش وسایلشو ازش دزدیده، وقتی هم که بهش گفته میدونم تو برداشتی، گفته میرم کمیته انضباطی ازت شکایت میکنم به جرم تهمت زدن! یعنی ببین ادما چقدرررر میتونن پست و پررو باشن.. نکته ی بعدی همون داستانای صیغه و اینا بود که م...
ادامه مطلبکلاس .... ترمی هفتصد هزار تومن؟؟؟؟!!!!! انصافا سر گردنست.. خب با این وضعیت که من نمیتونم برم دنبالش.. شت به این زندگی واقعا :| من همین الانم خرجم سر به فلک میکشه، دیگه هفتصد تومن خیلی زیاده خدایی.. بعبارتی در دیزی بازه، من گربه هنوز انقدر بی حیا نشدم که بخوام بگم من میخوام این کلاسو برم :-)))))) الان میرم سراغ یه گزینه ی دیگه، ولی چند سال دیگه برمیگردم به همین گزینه. شک نکن! پ ن: به عبارتی لعنت به این زندگی که ادم نمیتونه خودش همچین درامدی داشته باشه تو دوران دانشجویی.....
ادامه مطلباقا بخدا انقدررررر من واسه دفاع فردا ذوق دارم که شک دارم خود خانم دکتر انقدر ذوق داشته باشه :-))))) حالا چی بپوشیم واسه دفاع؟! *_* +فقط یه جا توی عمرم حسرت اینو خوردم که پسر نیستم، اونم اینکه نمیتونم تو جلسه ی دفاع و فارغ التحصیلی و اینا کراوات بزنم. اصن من عاشق اینم که پسر می بودم، بعد همه جا کراوات میزدم :-)))...
ادامه مطلبداشتم فیلم ete al sunshine of the spotless mind رو میدیدم. بعد به این فکر کردم که کدوم خاطرات هستن که عذابم میدن.. فالوش نمیکنم ولی پیجش پابلیکه. نمیدونم چی شد که پیجشو باز کردم. تو پیجش چی بود؟! برنامه های تلویزیونی ای که باهاش مصاحبه کردن، تیکه روزنامه هایی که مصاحبه هاش توش چاپ شده. دکتر فلانی.. کارشناس فلان.. وزارت خونه فلان.. تو کامنتاش دیدم مامانش اومده بود قربون صدقه ی پسر موفقش رفته بود...
ادامه مطلبقرار نبود دیگه حرف بزنم ولی خدایی به چشم خواهری قشنگه :)میشه طیف رنک آبی رو برای من مشخص کنی من متوجه بشم تو به چی میگی آبی؟ :)) شما پالت رنگی تون خیلی وسیعه ...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبمیگه مطمئنی این چیزیه که میخوای؟! من تا حالا ندیدم خانمی کارش این باشه! فکر نمیکنی خیلی سخت و طولانیه؟! میگم اره خب. کسی که دنبال داشتن یه زندگی خانوادگی و ازدواج و این حرفاست طرفش نمیره. ولی منو که میشناسی. کلا قضیم فرق میکنه.. تا پنجاه سالگیمو هم واسش برنامه دارم. اونم برنامه های یه نفره ;-)...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبسلام اخ چقدر موقعیت بدی میشه برام پیش اومده! راستی پریا,چرا توی فیدیبو وقتی یه کتاب تموم میشه نمیره توی لیست خوانده شده ها؟:( من دوست دارم اون لیسته زیاد شه ذوق کنم ولی نمیره اونجا! ...
ادامه مطلبمن پستامو مینویسم ولی مدتهاست دلم نمیاد منتشرشون کنم. اینجا حس خیلی خیلی بدی بهم میده.. کلا همیشه با نوشتن از زندگی شخصی خودم مسئله داشتم. اینکه تو بیای از زندگی خودت که طبق اصول و فرهنگ خانوادگی و عقاید و گذشته ی خودته بنویسی، و دیگران با طرز تفکر و عقاید خودشون بسنجن و اظهار نظر کنن. بعضی وقتا انقدررررر تفاوتای فرهنگی زیاده که مثلا من یه سری از پستا رو هیچ وقت منتشر نکردم چون میدونستم مسلما بازخ...
ادامه مطلبانقدررررر حالم بده که نمیتونم تکون بخورم. اخه این سرماخوردگی بد موقع چی بود؟! فردا صبح انتخاب واحده. بباید بشینم کدارو بنویسم و اماده کنم واسه فردا ولی واقعا توانشو ندارم میگه فلانی گفته بگو کدوم کلاسارو برمیداری تا منم بردارم.راستی باید حتما حتما با فلانی و فلانی هم باشیما. بهشون گفتم تو کدارو مینویسی واسه هممون! بعد با خودم فکر میکنم راسته که لطف مکرر میشه حق مسلم. کد نوشتن چیه؟! این چند ترم ا...
ادامه مطلبمیگم این عکسی که از خودت گرفتی قشنگ نیست، اینو نذار. یهش برمیخوره. میگه دوست نداری آنفالو کن. آنفالو میکنم. میگه با اون یکی پیجت هم آنفالو کن. میگم اوکی.. میاد میگه ببین این کپشن خوبه بذارم واسه عکسم؟! میگم خوبه. [مزخرف بود. چون دوست داره به زور بشنوه خوبه، اینطوری بهش جواب میدم] میدونم منتظره که بگم واسه کدوم عکس ولی نمیگم! میگه از دستت در رفت. این عکسی که توی عروسی گرفتم خیلی خوبه. بازم تمایلی ن...
ادامه مطلباینم برنامه ی این ترم. باورم نمیشه علوم پایه تموم شد و بالاخره ما هم سال سه ای شدیم. خیلی خیلی برنامه ی بدی شده. سه روز در هفته از دو تا چهار ساعت وسط روز توی دانشگاه علافم.. دو روز کلاس هفت و نیم صبح دارم که فاااجعست. ساعت پنج و نیم، شیش صبح باید از خونه بزنم بیرون که توی پاییز و زمستون واقعا شبه. نه تنها هوا کاملا تاریکه، تاکسی هم پیدا نمیشه. اینکه باید چهار صبح بیدار شم که دیگه هیچی :|||| +دو س...
ادامه مطلبفاز اینایی رو که توی گودریدز هم قصد آشنایی و دوستی دارن واقعا نمی فهمم !! یکی پیام داده: پریاجان شما میتونی از طریق ای دی فلان با من تماس بگیری و از آرزوها و علایقت حرف بزنی :-)))))))) + من حالم بده واقعا. مدتها بود سرما نخورده بودم. یه جوریه که بازدهیم صفر صفره. امروز به سختی انتخاب واحد کردم. ...
ادامه مطلبدقیقا منم همین فکرو میکنم! تازه اینجا سابقه ی به سرقت رفتنو هم داره! مرسی مرسی. کیفیت دوربینم بده وگرنه خیلی خیلی رنگشون شادتر و پررنگ تره ;-)...
ادامه مطلبظاهرا هیچ خبری نیست. هیشکی هم قرار نیست بیاد :| دیگه منم دیدم زیادی بیکارم و حوصلم سر رفته، دارم با در و دیوار عکس میگیرم :-))))) تا حالا دقت نکرده بودم که این کفپوشا همرنگ کفشای منن :-)))) + نمیدونم دوربین گوشی من چه مسئله ای با رنگ آبی داره که انقدر کم رنگ و رنگ و رو رفته نشونش میده. درصورتی که در واقعیت اینا پررنگن اصن.. ++ دیگه داره خوابم میبره :| فکر کنم دیگه باید درارو ببندم و برم خونه.. ...
ادامه مطلبدیشب داشتم واسه معلوم یه چیزایی رو تعریف میکردم. بعد به ذهنم رسید بعضیاشو هم اینجا بنویسم. همین الانشم نصف بیشتر خاطراتم تو ذهنم نمونده. سال 83 من کلاس زبان میرفتم. اون موقع سوم ابتدایی بودم. اون موقع ها هنوز کلاس زبانا مختلط بود و هنوز British درس میدادن نه American. بعد اینکه منم به شدت ریزه میزه بودم. هنوز که هنوزه یکی از استادام سر هرکلاسی میره بعد این همه سال، میخواد بزنه تو سر بقیه میگه یه ...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبمن همه ی زندگیم درس بوده و هست. اجتناب ناپذیره.. درسای ما دو سال اولش که من فردا قراره ازمونشو بدم فقط باید واسه ی بیس علمی بلدشون بود. ولی درسای چهار سال بعد مهمه.. اگه به درد نخورن که مریض به فنا میره :-))))...
ادامه مطلبدلم میخواست واسه فردا بعد امتحان برنامه بیرون رفتن بریزم. بعد دیدم م که اهوازه و اونجا علوم پایه میده. ی هم که شبش عروسی دعوته. وقتی اینا نباشن هم که من با کسی بیرون نمیرم. بیرون رفتن هم کنسل شد تا شروع ترم جدید :-( فکر کنم باید اناتومی رو کلا بیخیال شم، با اینکه خیلی وقت و انرژی ازم گرفت. فقط من میدونم فردا امتحان با علوم تشریح شروع میشه و من با دیدن سوالا جان به جان افرین تسلیم میکنم :-))))) مام...
ادامه مطلبشما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلبمورد داریم دیشب تا ساعت سه با دوس پسرش رفته بودن عروسی!!! یعنی این حجم از سرخوشی رو درک نمیکنم!!! تازه امشب هم یه جای دیگه حنابندون دعوتن و فردا شب هم عروسی مگه ما دل نداریم؟! خب منم دلم عروسی میخواااد :-( :'( ...
ادامه مطلبوسط مهمونی بودیم. عموهای بچه، خاله های بچه. همه بودن. بعد بحث این شد که باید تو گوش بچه اذان بخونن و اینا.اینکه هیشکی بلد نبود به کنار! یه عده تصمیم گرفتن سرچ کنن تا از رو بخونن. بعد اون بنده خدایی که داشت سرچ میکرد یهو پرسید: اذان ظهرو باید سرچ کنم یا اذان مغربو؟! :||||||| چند روز پیش مامان و من و کارمنداش باید میرفتن حراست یه اداره ای که گزینش بشن و اینا. حالا تصور کن مامان من بخواد سوال احکام...
ادامه مطلب