لعنتی ترین دهم تیر عمرم احتمالا

خرید بک لینک

همیشه از توجیه کردن متنفر بودم. ازینکه اشتباهات خودمو گردن دیگران و عوامل محیطی بندازم. خب میدونی، اینکه استاد 67 نفرو انداخته، اینکه من با 9.5 افتادم، اینکه حتی در حد ثانیه ای فرصت حرف زدن نداد و و نمره هارو ثبت نهایی کرد و ما رو از دفترش انداخت بیرون، اینکه میگه معرفی به استاد نمیدم، اینکه میگه دیگه هم درسو ارائه نمیدم، اینکه گروه نمیذاره کارمون با یه استاد دیگه راه بیفته، اینکه توی دانشکده پزشکی تا میگی دندون میندازنت بیرون، اینکه دانشکده خودمون از رئیس و معاون گرفته تا کارمندای آموزش حقو به ما میدن ولی میگن کاری از دستشون برنمیاد، اینکه من اون کتاب لعنتی رو سه بار خونده بودم و ... هیچکدوم باعث نمیشه اشکال کار کسی یا چیزی جز خودم باشه. ایراد از منه که الان باید یکسال توی خونه بشینم و علوم پایه نمی تونم بدم.
کلی ادعام میشد که تا حالا چیزی نیفتادم یا همش فکر میکردم فلانیا انقدر درس افتاده دارن که به علوم پایه نمیرسن، حالا اونی که باید بمونه منم نه اونا! چون اونا گیر یه استاد زبون نفهم نیفتادن..
واقعا نمیدونم چرا گذاشتم همه چی به این نقطه برسه...... اون گروه روتیشنی که این همه بخاطرش دعوا کردیم و الان من جایی توش ندارم...

میگذره به هر حال شاید خیلی سخت، ولی میگذره. این چیزیه که الان پیش اومده و واقعا هیچ کاری از من برنمیاد. فقط میتونم بپذیرمش و باهاش کنار بیام..

اولین دقایق دوازدهم تیر...

ما را در سایت اولین دقایق دوازدهم تیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی